تبلیغات
نماز - لزوم توجه به نماز و درک حضور خداوند
نماز
نماز همچون رودی است که انسان روزی 5 بار روح خود را در ان می شوید
لزوم توجه به نماز و درک حضور خداوند



« یا اَحمَدُ ؛ عَجِبتُ مِن ثَلاثَهِ عَبیدٍ : عَبدٍ دَخَلَ فِی الصَّلوهِ وَ هُوَ یَعلَمُ اِلی مَنْ یَرفَعُ یَدَیهِ وَ قُدّامَ مَن هُوَ وَ هُوَ یَنعِسُ وَ عَجِبْتُ مِنْ عَبدٍ لَهُ قُوتُ یَوم مِنَ الحَشیشِ اَوْ غَیرِهِ وَ هُوَ یَهتَمُّ لِغَدٍ وَ عَجِبتُ مِنْ عَبدٍ لا یَدری اَنّی راضٍ عَنهُ اَو ساخِطٌ عَلَیهِ وُ هُوَ یَضحَکُ »
در ادامه ی حدیث شریف معراج خداوند خطاب به پیامبر می فرماید :
ای محمد ؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم ، دسته اول : بنده ای که به نماز می ایستد و می داند دستان خود را به سمت چه کسی بلند کرده و در برابر چه کسی ایستاده و در عین حال خواب آلوده است !
این فراز از روایت به نکته ای اشاره دارد که درد همه ماست و لااقل اکثر ما بدان مبتلاییم و آن این که حق نماز را ادا نمی کنیم ؛ گرچه هرکس آگاهی و معرفت بیش تری دارد ، باید توجه بیش تری به نماز داشته و اهمیت آن را بهتر درک کند .
سربسته همه می دانیم که نمازمان درخور و شایسته ی پذیرش الهی و به مانند نمازی که اولیای الهی برپا می دارند نیست و نیز می دانیم آثار و ثمراتی که در قرآن و روایات برای نماز ذکر شده است ، بر نماز ما مترتب نمی گردد ، ولی بسیاری از ما ، به تفصیل ، به میزان کوتاهی و تقصیر خود آگاه نیستیم ، لذا باید سعی کنیم به میزان نقص و عیب نمازمان پیببریم . و عیب نمازی را که بدون حضور قلب و از روی بی حالی آورده می شود ، بدانیم و نیز بیندیشیم که اگر نماز کامل و شایسته ای می خواندیم ، چقدر از فرصت بر پای داری نماز بهره می گرفتیم و به چه نتایج والایی دست می یافتیم و اکنون که بدون حضور قلب و توجه نماز می خوانیم ، چه نتایج و منافعی را از دست می دهیم و چه زیان هایی متوجه ما می گردد .
شایسته است قدری در نماز اولیای خدا نگریسته و با مقایسه نماز آنان با نماز خود ، به نقایص و عیوب نمازمان پی ببریم ؛ چرا که با مقایسه ضعیف با قوی و ناقص با کامل ، بهتر به میزان عیب و نقص پی می بریم .
البته برای جبران نقیصه کوتاهی و بی توجهی در نماز ، بزرگان کتاب هایی نوشته اند که از جمله آن کتاب ها « اسرارالصلوه » مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی و نیز « اسرارالصلوه » امام ، رضوان الله علیه ، است و ما در این فرصت به شمه ای از مطالبی که درباره ی نماز مطرح شده ، اشاره می کنیم :

حقیقت و ماهیت نماز

نماز یعنی این که بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگی کند و دست نیاز به سوی او داشته باشد . کسی که به نماز می ایستد باید محضر خدا را درک کند و بداند در برابر چه مقامی ایستاده است و در نتیجه ، وظیفه ی بندگی را با نهایت خضوع و خشوع به جای آورد .
وقتی ما به نماز می ایستیم ، کم تر به نماز توجه داریم و توجه مان به سایر مسایل معطوف می گردد ، گاهی مسایلی که مربوط به ده ها سال قبل است ، به خاطرمان می آید . تازه وقتی می خواهیم سلام بدهیم متوجه می شویم که نماز می خواندیم ! چقدر زشت و ناپسند است که ما در مقابل خدا بایستیم و توجه نداشته باشیم در برابر چه کسی ایستاده ایم و چه می گوییم ! خداوند این حالت را از علایم منافقان به شمار آورده است :
« وَلا یَأتُونَ الصَّلوهَ اِلا وَ هُمْ کُسالی ... »1
و نیز در روایتی وارد شده است ، کسی که نماز می خواند ، ولی دل به نماز نمی سپرد ، آیا نمی ترسد که او را به صورت الاغ مسخ کنم . آن قدر بی توجهی در نماز زشت و ناشایست است که کسی که بدان مبتلا گردد ، مستحق این است که به صورت الاغی مسخ شود ؛ در واقع او انسان نیست . چه طور ممکن است انسان در برابر بزرگی بایستد و هیچ توجهی به او نداشته و دلش جای دیگر باشد ، چه رسد به این که در برابر خدا بایستد ـ خدایی که همه ی هستی ، همه ی خوبی ها و همه ی نعمت ها از اوست ـ و به اندازه ی توجه به یک انسان معمولی نیز به او اعتنا و توجه نکند !
آیا وقتی انسان در برابر دیگری ایستاده و با او سخن می گوید ، رویش را از او بر می گرداند ؟ و اگر چنین کند عقلا نمی گویند او دیوانه است ؟ البته خدای متعال جسم نیست که صورت ما به طرف او متمایل گردد ، بلکه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام می گیرد ، چرا که او بر هر چیزی احاطه دارد و تنها با دل می توان با او روبرو شد ، حال اگر دل را از او منصرف سازیم و به نماز توجه نداشته باشیم ، روی از خدا برگردانده ایم .
آیا کسی که خداوند ، از روی لطف ، بدو اجازه داده در حضور او بایستد و با او سخن گوید و به درد دل و مناجات بپردازد ـ به جای غنیمت شمردن این فرصت و شکر بر این نعمت بزرگ ـ جا دارد از او غافل گردد ؟ شخصیت های بزرگ به راحتی به انسان بار نمی- دهند و اجازه نمی دهند هر کسی به خدمت آن ها برسد ، اما خداوند متعال به جهت محبت بی حدش ، در خانه اش را به سوی همه ی انسان ها باز گذاشته و به آن ها اجازه داده روی به سوی او داشته باشند . حال باید فرصت را غنیمت بشماریم و با تمام وجود روی به سوی او داشته باشیم و تنها توجه مان به سوی او باشد .
اگر کسی به خدا اعتقاد نداشت و معتقد نبود که در محضر خداست طبیعی است که به او اعتنایی ندارد ، ولی کسی که به خدا اعتقاد دارد و می داند در برابر خدا ایستاده ، بی اعتنایی او زشت و ناشایست است ، لذا در روایت تعبیر « عجبت »2 به کار رفته است : خداوند می فرماید من تعجب می کنم از این که بنده ام در برابر من می ایستد ؛ ولی نشاط و توجه ندارد .

اهمیت و ارزش نماز

از آن جا که نماز اهمیت شایانی دارد و تأثیر به سزایی در سعادت انسان می گذارد ، شیطان تمام سعی خود را صرف می کند تا ما را از حقیقت نماز و انجام نمازی که مورد پذیرش خدا قرار گیرد ، محروم سازد ، لذا خاطره های فراوانی را به ما القا می کند تا دل ما به نماز توجه نداشته باشد . البته شیطان بر کسی تسلط ندارد و این ما هستیم که به شیطان اجازه می دهیم در قلب و دل ما جای گیرد و با او انس می گیریم و پیوسته با او سر و کار داریم و بالطبع در هنگام نماز نیز ما را به خود مشغول می سازد .
بهترین راه برای تکامل و تقرب انسان به خدا ، نماز است و خدا به جهت عنایت به انسان و تکامل او ، این عمل را واجب کرد و الا او نیازی به نماز ما ندارد . او تحت هر شرایطی ، بر ما واجب کرده در اوقات پنج گانه نماز را به جای آوریم ؛ حتی برخی از فقها فرموده اند : کسی که در دریا غرق شده است باید با همان حال نماز بخواند و به خدا توجه قلبی داشته باشد ، گرچه رو به قبله بودن و سایر شرایط از او ساقط می گردد . این نیست جز نقش اساسی نماز در تکامل و سعادت انسان ، لذا پیامبر می فرماید : « الصَّلاهُ خَیرُ مُوضُوعٍ ... » 3 و نیز امام رضا علیه السلام می فرماید :
« الصَّلوهُ قُربانُ کُلِّ تَقی »
شیطان به سبب کینه و دشمنی دیرینه با بنی آدم ، سعی دارد آن ها را از بهترین چیزها و با اهمیت ترین آن ها محروم سازد و تلاش می کند ، انسان را از عوامل رشد و سعادت و تکامل خویش غافل سازد :
« قالَ فَبِعِزَّتِکَ لاغُویَنَّهُم اَجمَعِینَ »5
شیطان گفت : به عزت و جلالت سوگند ، همه خلق را گمراه خواهم کرد .
گاهی دو رکعت نماز و حتی دو رکعت نافله که صحیح و با حال و توجه خوانده شود ، موجب می گردد گناهان انسان بخشوده شود ، چون ممکن نیست انسان ، با توجه و حال نماز بخواند و بداند در برابر چه کسی ایستاده ، اما از کرده های زشت خود پشیمان نگردد و تصمیم نگیرد ، دیگر به گناه روی نیاورد .
در روایتی پیامبر می فرماید : « اگر جلوی خانه کسی نهر آبی جاری باشد و او هر روز پنج بار خود را در آن نهر شستشو دهد ، آیا چرکی در بدنش باقی می ماند ؟ همانا نماز به مانند نهر آب است ، پس آنگاه که انسان نماز می خواند ، همه ی گناهانش بخشیده می شود » 6
اگر ما به ماهیت نماز پی برده و درست از آن بهره ببریم ، دیگر در ما آلودگی باقی نمی ماند ، ولی متأسفانه ما قدر نماز را نمی دانیم و آن را سرسری می گیریم ؛ لذا هیچ فایده ای به حاکمان نمی بخشد . پس نکته دوم این است که در اهمیت و آثار ارزشمند نماز بیاندیشیم ، تا پی ببریم به این که با این نماز های فاقد حال و توجه و حضورقلب ، خود را از چه فواید و برکاتی محروم ساخته ایم .
وقتی دو رکعت نماز موجب می گردد ، همه ی گناهان انسان آمرزیده شود ، پایداری در انجام نمازهای شایسته و درخور پذیرش الهی ، انسان را به والاترین درجات « قرب الی الله » نایل می کند . حال با توجه به این نکات ، چیزی جز ندامت و پشیمانی و حسرت در اثر از دست دادن آن منافع کلان ، برای ما باقی نمی ماند .
وقتی ما صد تومان از دست می دهیم حواسمان پرت می شود و اگر گوهر گران بهایی و یا یک انگشتر ، به ارزش صدهزار تومان ، گم کنیم ، تا مدتی آشفته خاطر می گردیم و شب ها خوابمان نمی برد ؛ این در حالی است که دو رکعت نمازی را که به همه ی دنیا و لذت های آن می ارزد ، از دست می دهیم و ناراحت نمی گردیم !
ای کاش ، می دانستیم اولیای خدا چه بهره هایی از نماز می برند : برخی بزرگان می فرمودند ـ شاید این مطلب مضمون برخی روایات نیز باشد ـ اگر پادشاهان دنیا می دانستند نماز خواندن چه لذتی دارد ، دست از سلطنت می کشیدند و به نماز روی می آوردند . ( از این لحن و سخن برمی آید که خودشان به این درجه از معرفت دست یافته بودند ) .
ما شبانه روز چه قدر تلاش می کنیم به لذت هایی دست یابیم ، حال این لذت ها ممکن است از طریق خوراک و پوشاک تأمین گردد و ممکن است از راه های دیگر . گاهی سال ها زحمت می کشیم و مقدماتی را فراهم می سازیم تا به لذتی برسیم ؛ آن عالم می- فرماید : تمام لذت هایی که برای سلاطین وجود دارد ، در برابر لذتی که انسان مؤمن از دو رکعت نماز می برد ، ناچیز است ؛ اما آن- ها به لذت های مادی دلخوشند و از لذت مناجات با خدا خبر ندارند .
برای جبران زیان های گذشته و استفاده بهتر از نماز و نیز از دست ندادن برکات و منافع مناجات با خدا ، باید از نکان و دستورالعمل- هایی که در روایات و کلمات علما و اولیای خدا و نیز از توصیه های اخلاقی علمای اخلاق ، که یا خود با تجربه ، ثمربخش بودن آن ها را دریافته اند و یا از روایات استفاده کرده اند ، بهره ببریم . ( ارزش این نکته ها بی نهایت است ، ولی چون مفت و ارزان به دست ما می رسد ، قدرش را نمی دانیم . هر روایتی که در کتاب های روایی ضبط گردیده ، از همه ی ثروت ها و لذت های دنیا بیش تر ارزش دارد ) .




نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : عرفان عرفانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :