تبلیغات
نماز - دعا و عبادت از دیدگاه شهید مطهری
نماز
نماز همچون رودی است که انسان روزی 5 بار روح خود را در ان می شوید
پنجشنبه 12 اسفند 1389 :: نویسنده : عرفان عرفانی

دعا و عبادت از دیدگاه شهید مطهری

 

انسان به صورت اجباری یا اختیاری خداوند را می‌خواند و از او استعانت می‌جوید. شهید مطهری به حالت اجباری ارزش چندانی قائل نمی‌شود بلكه به قسم اختیاری آن ارج می‌نهد؛ «انسان در دو حالت ممكن است خدا را بخواند، یكی در وقتی كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطراب گردد و یكی در وقتی كه روح خودش اوج بگیرد و خود، خویشتن را از اسباب و علل منقطع كند. در حال اضطرار و انقطاع اسباب، انسان خودبخود به طرف خدا می‌رود، احتیاج به دعوت ندارد. البته این كمال نفس برای انسان نیست،‌ كمال نفس در این است كه انسان خودش را به اختیار منقطع سازد و اوج بگیرد.»1

البته برای چنین انقطاع و اوج اختیاری مقدماتی لازم است كه تهیه آن به دست انسان است و بدینوسیله تمهیدات اوج و تعالی روحانی پدید می‌آید و ارزش واقعی هم به تعبیر استاد در همین نوع تعالی روحی است، و الا در صورتی كه آدمی دچار مشكلات و سختی‌های سخت كه چاره‌ای جز روی آوردن به خدا ندارد دعا و عبادت دو وسیله و ابزاری هستند كه آدمی را به تعالی اختیاری روحی می‌رسانند. این دو ابزار به معنای دو ابزار كاملاً‌ جدای از هم نیستند بلكه نسبت بین آنها را می‌توان در موارد زیر خلاصه كرد: بخش اول آن است كه دعا باشد و عبادت به معنای اخص آن (=معنای فقهی) نباشد. بخش دوم عبادتی است كه جنبه دعایی ندارد و بخش سوم دعایی است كه جنبه عبادتی داشته باشد و یا عبادتی كه جنبه دعایی نیز داشته باشد. شهید مطهری در این زمینه می‌گوید: دعا عبادت است و عبادت هم دعا اما اگر یك عمل صرفاً دعای خالص است، یعنی عبادتی كه فقط دعاست ولی عبادت دیگری دعا و غیر دعا در آن مخلوط است مثل نماز، و یا عبادت دیگری دعا و غیر دعا در آن مخلوط است مثل نماز، و یا عبادت دیگری كه اساساً‌ دعا نیست مثل روزه.»2

البته شهید مطهری برای بخش اول مثالی نزده است. ادعیه وارده در لسان معصومین علیهم السلام می‌تواند نمونه همین بخش باشد مثل دعای كمیل امیرالمومنین علیه‌السلام كه به لحاظ فقهی عبادت مفروض محسوب نمی‌شود ولی وسیله‌ای است كه آدمی با آن تقرب به خدا می‌جوید.

دعا نباید جانشین فعالیت انسان باشد

به علت طولانی بودن مطلب برای خواندن کل مطلب به ادامه مطلب بروید

دعا و عبادت از دیدگاه شهید مطهری

 

انسان به صورت اجباری یا اختیاری خداوند را می‌خواند و از او استعانت می‌جوید. شهید مطهری به حالت اجباری ارزش چندانی قائل نمی‌شود بلكه به قسم اختیاری آن ارج می‌نهد؛ «انسان در دو حالت ممكن است خدا را بخواند، یكی در وقتی كه اسباب و علل از او منقطع شود و دچار سختی و اضطراب گردد و یكی در وقتی كه روح خودش اوج بگیرد و خود، خویشتن را از اسباب و علل منقطع كند. در حال اضطرار و انقطاع اسباب، انسان خودبخود به طرف خدا می‌رود، احتیاج به دعوت ندارد. البته این كمال نفس برای انسان نیست،‌ كمال نفس در این است كه انسان خودش را به اختیار منقطع سازد و اوج بگیرد.»1

البته برای چنین انقطاع و اوج اختیاری مقدماتی لازم است كه تهیه آن به دست انسان است و بدینوسیله تمهیدات اوج و تعالی روحانی پدید می‌آید و ارزش واقعی هم به تعبیر استاد در همین نوع تعالی روحی است، و الا در صورتی كه آدمی دچار مشكلات و سختی‌های سخت كه چاره‌ای جز روی آوردن به خدا ندارد دعا و عبادت دو وسیله و ابزاری هستند كه آدمی را به تعالی اختیاری روحی می‌رسانند. این دو ابزار به معنای دو ابزار كاملاً‌ جدای از هم نیستند بلكه نسبت بین آنها را می‌توان در موارد زیر خلاصه كرد: بخش اول آن است كه دعا باشد و عبادت به معنای اخص آن (=معنای فقهی) نباشد. بخش دوم عبادتی است كه جنبه دعایی ندارد و بخش سوم دعایی است كه جنبه عبادتی داشته باشد و یا عبادتی كه جنبه دعایی نیز داشته باشد. شهید مطهری در این زمینه می‌گوید: دعا عبادت است و عبادت هم دعا اما اگر یك عمل صرفاً دعای خالص است، یعنی عبادتی كه فقط دعاست ولی عبادت دیگری دعا و غیر دعا در آن مخلوط است مثل نماز، و یا عبادت دیگری دعا و غیر دعا در آن مخلوط است مثل نماز، و یا عبادت دیگری كه اساساً‌ دعا نیست مثل روزه.»2

البته شهید مطهری برای بخش اول مثالی نزده است. ادعیه وارده در لسان معصومین علیهم السلام می‌تواند نمونه همین بخش باشد مثل دعای كمیل امیرالمومنین علیه‌السلام كه به لحاظ فقهی عبادت مفروض محسوب نمی‌شود ولی وسیله‌ای است كه آدمی با آن تقرب به خدا می‌جوید.

دعا نباید جانشین فعالیت انسان باشد


از آنجا كه شهید مطهری به تمام اعمال عبادی و یا حداقل به بخش عمده‌ای از آنها به دیده اجتماعی می‌نگرد و همیشه تذكر می‌دهد كه اهمیت جوانب فردی عبادات نباید ما را از پرداختن به اهمیت جمعی و اجتماعی آن باز دارد و از سوی دیگر تاكید می‌كند كه دعا نباید بر آدمی حالتی پدید آورد كه بخواهد همه خواسته‌هایش را از طریق دعا برطرف كند، حتی در مواردی كه خود می‌تواند از مسیر طبیعی و با تلاش و كوشش به مقصود خود نایل شود، دست از كار و كوشش بشوید و همه را به دعا واگذارد؛ شهید مطهری با چنین نگرشی به دعا مخالفت می‌كند و می‌نویسد: «دعا نباید جانشین فعالیت طبیعی آدمی بنشیند، معصومین علیهم السلام فرموده‌اند: «خمسه لا یستجاب لهم» یعنی پنج دسته‌اند كه دعای آنها مستجاب نمی‌شود: یكی دعای كسی كه زنی دارد كه او را اذیت می‌كند و از دست او به تنگ آمده و وی می‌تواند او را طلاق دهد و تمكن مهریه او را دارد اما طلاق نمی‌دهد. دوم كسی كه برده‌ای دارد كه مكرر فرار كرده و باز هم او رانگه داشته و می‌گوید خدایا مرا از شر او راحت كن در حالی كه می‌تواند او را بفروشد. سوم كسی كه از كنار دیوار كج مشرف به سقوط عبور می‌كند و می‌بیند عن‌قریب سقوط می‌كند اما دور نمی‌شود. چهارم كسی كه پولش بدون سند پیش طرف مانده و او نمی‌دهد و این پیوسته دعا می‌كند و از خدا می‌خواهد كه پولش را به او برگرداند. پنجم كسی كه در خانه‌اش نشسته و كار و كسب را رها كرده و پیوسته می‌گوید: اللهم ارزقنی! خدایا به من روزی برسان.»‌3

بنابراین در جایی كه آدمی خودش می‌تواند مشكلی را حل كند آن را باید خودش به انجام رساند و دعا را در جاهایی به كار برد كه از عهده او خارج است، و به اصطلاح اسباب تماماً در دست خداوند است و آدمی از انجام حداقل اقدامی دستش كوتاه است. البته حتی در انجام اموری كه آدمی می‌تواند از عهده انجام كار برآید برای موفقیت خود باید دعا كند، زیرا پیروزی در امور در دست خداوند است.

دغدغه اصلی شهید مطهری از ارائه چنین نظری كه برگرفته از احادیث معصومین علیهم‌السلام است این است كه خدای نكرده دعا تبدیل به وسیله بازدارنده از كار و تلاش نباشد. از زبان معصومین و نیز در آیات كریمه قرآن تاكیدات مكرری در اهمیت كار و تلاش شده است. در قرآن می‌خوانیم «لیس للانسان الا ما سعی» و در حدیثی می‌خوانیم كه معصوم علیهم‌‌السلام فرمود: كسی كه در راه تامین روز خانواده خود تلاش می‌كند مانند مجاهد و رزمنده راه خداست. شهید مطهری وقتی به جامعه زمان خود و اعصار قبل از آن می‌نگرد می‌بیند كه دعا برای برخی عامل رخوت و سستی شده است، لذا برای دور كردن چنین آفتی از دامن دعا موارد آن را مشخص می‌كند.

دعا هم طلب است، هم مطلوب

برخی از اعمال در اسلام به عنوان مقدمه اعمال دیگر مطرح هستند. اگر ذی‌المقدمه نباشد مقدمه فی‌نفسه و به‌طور مستقل ارزش ندارد. و یا برخی اعمال هستند كه تنها به عنوان وسیله و ابزار هستند و هیچ‌وقت جای غایت را نمی‌گیرند، اما دعا از جمله اعمالی است كه در عین اینكه مقدمه وصال است در عین حال خودش یك عامل قوی‌ است كه دردهای روحی و روانی را درمان می‌كند. شهید مطهری نیز با تأكید بر همین نكته می‌نویسد:

«دعا اگر از لقلقه زبان بگذرد و دل با زبان هماهنگی كند و روح انسان به اهتزار آید یك روحانیت بسیار عالی دارد، مثل این است كه خود را غرق در نور می‌بیند، شرافت گوهر انسانیت را در آن وقت احساس می‌كند. آن وقت خوب درك می‌كند كه در سایر اوقات كه چیزهای كوچك او را به خود مشغول داشته بود و او را آزار می‌داد چقدر پست و ساقط و سافل بوده است، انسان وقتی كه از غیرخدا چیزی می‌خواهد احساس مذلت می‌كند وقتی كه از خدا می‌خواهد احساس عزت، لهذا دعا هم طلب است (زیرا نیاز دعاكننده را برطرف می‌كند) و هم مطلوب است (زیرا دعا برای آدمی عزت و عظمت می‌بخشد) و هم وسیله است و هم غایت، هم مقدمه است و هم نتیجه»‌4

شرایط دعا

با توجه به حساسیتی كه شهید مطهری برای دعا قائل است، این مسئله را نصب‌العین قرار داده است تا سست‌عنصران و بهانه‌جویان تنبل از این عمل نیكو سوء استفاده نكنند. دعا باید در جایگاه خود مورد استفاده قرار گیرد و در جای اعمال دیگر قرار نگیرد، شرایط چندی را برای بهتر برگزار شدن آن پیشنهاد می‌كنند تا هم اثرات فردی روحی بیشتری بر دعاكنندگان بگذارد و هم از آفت‌های زیادی كه این گوهر گران‌بها را تهدید می‌كند در امان باشد.

استاد شهید برای دعا شرایط قائل است كه می‌توان آنها را به دو بخش شرایط خود دعا و شرایط دعاكننده تقسیم كرد. البته ایشان چنین تقسیم‌بندی ارائه نكرده‌اند اما با اندك تاملی می‌توان چنین تقسیم‌بندی را به دست داد.

الف) شرایط دعاكننده: اولین شرطی كه شهید مطهری برای دعا كننده قائل هستند این است كه آدمی به‌جد احساس نیاز كند نه اینكه به طور مصنوعی برای خود حالتی پدید آورد كه گمان برد نیازمند است، بلكه واقعاً‌ نیازمند باشد و كمبودی احساس كند و درصدد رفع آن كمبود از طریق دعا برآید كه بجز دعا از طرق دیگر برآورده نمی‌شود: «شرط اولش این است كه واقعاً‌ خواستن و طلب در وجود انسان پیدا شود و تمام ذرات وجود انسان مظهرخواستن گردد.»5

آنگاه استاد به ابیاتی از مثنوی استشهاد می‌كنند كه عیناً بیانگر و موید نظر ایشان می‌باشد، اجمالاً اینكه از دیدگاه مولوی برخی امور هستند كه وابسته به پدید آمدن حالت‌هایی هستند و الا وجود خارجی پیدا نمی‌كنند. مثلاً‌ درمان و طباطت در صورتی تحقق خارجی پیدا می‌كند كه بیماری وجود داشته باشد و یا آب تنها جایی اهمیت حیاتی پیدا می‌كند كه تشنگی وجود داشته باشد:

هر چه رویید از پس محتاج رست
تا بیابد طالبی چیزی كه جست
هر كه جویا شد بیابد عاقبت
مایه اش درد است و اصل مرحمت
هر كجا دردی دوا آنجا رود
هر كجا فقری نوا آنجا رود
آب كم جو تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست6

دومین شرط دعاكننده این است كه دعاكننده « باید ایمان به رحمت بی‌منتهای ذات احدیت، داشته باشد، ایمان به اینكه از ناحیه او هیچ منبعی از فیض نیست»7 از نظر استاد آدمی تا زمانی كه به فیض بی‌منت و رشوت خداوندی باور و یقین نداشته باشد خواستن از او قرین استجابت نخواهد بود، چه در آن صورت خواستن و جواب گرفتن باید به همراه اعمال یا وعده‌هایی از سوی دعاكننده باشد تا دل خدا را به دست آورد. در حالی كه خدای ادیان عموماً و خدایی كه در قرآن كریم و متون اسلامی شناسانده شده آنقدر فیاض است كه فیض او حتی كافران را هم فرا گرفته است و اصلاً خلقش به تعبیر برخی از بزرگان به خاطر فیض‌بخشی‌اش بوده است.

من نكردم امر تا سودی كنم
بلكه تا بر بندگان جودی كنم8

آنگاه استاد شهید به دعایی زیبا از امام سجاد علیه‌السلام اشاره می‌كنند و از زبان حضرت امام چنین می‌نویسد: «بارالها من جاده‌های طلب را به سوی تو باز و صاف، و آبشخورهای امید به تو رامالامال می‌بینم. كمك خواستن از فضل و رحمت تو را مجاز، و درهای دعا را به روی آنانكه تو را بخوانند و از تو مدد بخواهند باز و گشاده می‌بینم، و به یقین می‌دانم كه تو آماده اجابت دعای دعاكنندگان و در كمین پناه دادن به پناه خواهندگان هستی و نیز یقین دارم كه آن كس كه به سوی تو كوچ كند راه زیادی تا رسیدن به تو ندارد. و یقین دارم چهره تو در پرده نیست، این آمال و اعمال ناشایست بندگان است كه حجاب دیده آنها می‌گردد.»

ب) شرط مورد دعا: شهید مطهری در این باب یك شرط ذكر كرده‌اند كه: «مورد دعا نباید نتیجه گناه باشد. حالتی كه بالفعل ( در دعا كننده وجود) دارد و آرزو می‌كنند آن به حالتی نیكو بدل شود، نتیجه كوتاهی و تقصیر در وظایف نباشد، به عبارت دیگر حالتی كه دارد و دعا می‌كند كه آن حالت عوض شود، عقوبت و نتیجه منطقی تقصیرات و گناهان او نباشد، كه این صورت تا توبه نكند و علل و موجبات این حالت را از بین نبرد آن حالت عوض نحواهد شد.»9

مثلاً در فرمایشات حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام آمده است كه امربه معروف و نهی از منكر را از یاد نبرید و به آن عامل باشید و الا بدان بر شما حاكم می‌شوند و هر اندازه دعا كنید، دعای شما مستجاب نمی‌شود. حال اگر جامعه این فریضه را ترك كند و در نتیجه چنین كوتاهی به اشرار دچار شود در آن صورت هر چه دعا كند اجابتی از سوی خدا نحواهند دید. چه علت و سبب چنین گرفتاری مردم آن جامعه می‌باشند و تا زمانی كه خود وضع موجود را تغییر ندهند دعا تاثیری نخواهد داشت. لذا از دیدگاه شهید مطهری مورد دعا باید با دعا تناسب داشته باشد والا اگر خدا درمان درد را در اختیار بندگانش گذاشته باشد باید از همان مسیر حل و فصل شود و هیچ چاره‌ای جز این نیست كه «ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (رعد،11) خدا با (آن‌همه مهربانی) حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد كرد تا زمانی كه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.»

در مسائل فردی نیز چنین است مثلاً اگر كسی حق شرعی خود را ادا نكرد و نماز قضا بر گردن دارد هر اندازه دعا كند كه خدایا گناهم را ( درباره انجام ندادن نماز) ببخش در حالی كه هنوز قضای این نماز را به جا نیاورده دعایش پذیرفته نیست و اصولاً چنین مواردی مشمول دعا نمی‌شوند بلكه آدمی باید وظایف دینی خود را اعم از فردی و اجتماعی بجا بیاورد و آنگاه برای تقصیراتی كه كرده است آمرزش طلب كند.

ج) شرایط دعا: دعا كننده و مورد دعا باید شرایطی داشته باشند كه به برخی از آنها اشاره می‌كنیم: شرط اول این است كه «دعا بر خلاف نظام تكوین یا نظام تشریع نباشد، دعا استمرار و استمداد است برای اینكه انسانی به هدفهایی كه خلقت و آفرینش و تكوین برای او قرار داده و یا تشریع (قانون الهی) كه بدرقه تكوین است، معین كرده، برسد»10 در این صورت دعا یك شكل طبیعی بخود می‌گیرد و همگام با نظام تكوین و تشریع عمل می‌كند و باعث نیرومندی انسان در راه رسیدن به اهداف مشروع خود می‌شود.

شرط دوم دعا این است كه «سایر شؤون زندگی با دعا هماهنگی داشته باشد؛ دل‌پاك باشد، روزی حلال، و مظالم مردم به گردن نداشته باشد.»11 البته این شرط از جهانی به بخش الف و از جهتی نیز به بخش جیم مربوط می‌شود زیرا از آن جهت كه پاكی دل و رد مظالم به دعاكننده برمی‌گردد مربوط به دعاكننده می‌شود اما از آنجا كه اصل دعا باید چنان برگزار شود كه شرایط زندگی با او هماهنگی داشته به شرایط دعا برمی‌گردد، علی‌ایحال تا زمانی كه این هماهنگی حاصل نشود انتظار استجابت دعا را نباید داشت. چه عوامل ناسازگار بیرونی و درونی باعث خنثی‌شدن دعا می‌شوند.

در این زمینه استاد به حدیثی از امام صادق علیه‌السلام استناد می‌كند كه فرمود: «اذا احدكم این یستجاب له فلیطب كسبه و لیخرج من مظالم الناس. و ان الله لا یرفع الیه دعاء عبد و فی بطنه حرام او عنده مظلمه لاحد من خلقه» هرگاه یكی از شما بخواهد دعایش مستجاب شود كار و كسب و راه درآمد و روزی خود را پاكیزه كند، و خود را از زیر بار مظلمه‌هایی كه از مردم بر عهده دارد خلاص كند زیرا دعای بنده‌ای كه در شكمش مال حرام باشد به سوی خدا بالا برده نمی‌شود.»12 در تعقیبات نماز عصر می‌خوانیم كه «اللهم اعوذ بك من دعاء لا یسمع» بار خدایا به تو پناه می‌برم از دعایی كه شنیده نمی‌شود. یعنی چون این نوع از دعاها مطابق فرمایش حضرت امام صادق علیه‌السلام بجا آورده نشده‌اند لذا به اجابت نمی‌رسند.

شرط سوم دعا این است كه دعا نباید جانشین فعالیت‌های طبیعی انسان مومن شود، زیرا دعا برای تحصیل توانایی است و زمانی كه توانایی انجام امری (و در مورد بحث وظایف جمعی و فردی دینی) در اختیار آدمی باشد طلب‌كردن آن، چیزی جز تحصیل حاصل نخواهد بود.»13 پس، از دیدگاه شهید مطهری دعا در موردی مصداق دارد كه فرد ابتدا از تحصیل مقصود عاجز و ناتوان باشد و نتواند آن را به دست آورد و الا چنانكه قبلاً‌ متذكر شدیم اگر راهی غیر از دعا برای تحصیل خواسته‌ها در اختیار انسان نهاده شده به‌ناچار باید از آن طریق اقدام كرد.

اهمیت نماز

از مهم‌ترین عباداتی كه تمام پیروان ادیان توحیدی به آن مكلف شده‌اند نماز است. نماز تا آنجا اهمیت دارد كه در هیچ دین الهی از آن غفلت نشده است و اگر گوهر اصلی ادیان را عبادت بدانیم (ما خلقت‌ الانس و الجن الا لیعبدون) نماز بارزترین مصداق این عبارت است. اهمیت این نوع عبادت تا حدی است كه پیامبر اكرم صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: الصلوه عمود الدین، نماز پایه اساسی خیمه دین است. در روایات وارده از بقیه معصومین نیز احادیثی با این مضمون یافت می‌شود. علی علیه‌السلام در آخرین وصیتی كه برای فرزندان و شیعیان و بقیه مسلمانان نوشته در باب اهمیت نماز می‌فرمایند: «الله الله فی الصلوه فانها عمود دینكم؛ خدا را خدا را درباره نماز، كه نماز ستون دین شماست.»14

در اهمیت نماز همین بس كه در روز قیامت شرط قبولی بقیه اعمال دینی نماز است كه پیامبر بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: «‌ان قبلت قبل ما سویها و ان ردت رد ما سواها؛ یعنی شرط قبولی و پذیرش سایر اعمال انسان قبولی نماز است به این معنا كه اگر انسان كارهای خیری انجام بدهد ولی نماز نخواند و یا نماز را سبك بشمارد، سایر كارهای خیر او هم رد می‌شود.»15

در حدیث دیگر آمده است كه «الصلوه قربان كل تقی»16 نماز مایه تقرب هر انسان پرهیزكار است. نماز ارتباط میان عبد و معبود است نماز موجب تقرب به خداست و هیچ چیز دیگر جای نماز را نمی‌تواند بگیرد و بدیل آن شود.

هماهنگی بین عبادات و توجه به جامعه و امور اجتماعی

شهید مطهری در عین اهمیتی كه به جنبه فردی عبادات دینی می‌دهند هرگز از منافع اجتماعی آنها غافل نیستند، البته شهید مطهری مانند كسانی نیست كه دین و اعمال دینی را صرفاً فردی دانسته و از جانب اجتماعی آن صرفنظر كند بلكه از دیدگان ایشان دین به طور اعم و عبادت بطور اخص هم جنبه دنیوی دارد و هم جنبه اخروی. بر همین اساس است كه هرجا سخن از تاثیر معنوی و فردی عبادت است بلافاصله جنبه‌های اجتماعی آن را در نظر گرفته و از فردی‌شدن دین و اعمال دینی جلوگیری می‌كند. از نظر استاد شهید تنها كسانی می‌توانند این دو جنبه را با هم جمع كنند كه هم تقوای لازم را دارا باشند و هم از بصیرت كافی برخوردار باشند و در این صورت است كه دینداری شخص، كامل می‌شود و عبادت او معنای واقعی پیدا می‌كند و الا همین كه یكی از این دو معقول واقع شود دینداری ناقص می‌شود.

ایشان برای هر قسم مثالی آورده‌اند و به تبیین و توضیح آنها پرداخته‌اند كه در ادامه بحث به آنها نیز اشاره خواهیم كرد.

زهد باید با مبارزه علیه باطل همراه باشد: شخصی زاهد در زمان حضرت علی علیه‌السلام زندگی می‌كرد و از جمله سربازان و یاران او به شمار می‌آمد و در زمان حاكمیت معاویه و یزید نیز زنده بود. او شاهد جنایت‌های یزید بود «یزیدی كه بزرگ‌ترین جنایت‌ها را در تاریخ اسلام مرتكب می‌شود و تمام زحمات پیغمبر را به هدر می‌دهد، این آقا در گوشه عزلت گزیده و شب و روز دائماً مشغول نماز است و جز ذكر خدا كلمه دیگری به زبانش نمی‌آید یك جمله‌ای هم كه به عنوان اظهار تاسف از شهادت امام حسین علیه‌السلام می‌گوید، بعد پشیمان می‌شود كه این حرف دنیا شد، چرا به جای آن «سبحان‌الله» یا «الحمدلله» نگفتم؟!»17

اینگونه عبادت و زهدورزی نشانه آن است كه این شخص از تقوای الهی برخوردار است ولی آن را با بصیرت نیامیخته است و نمی‌داند كه پیامبر اسلام با آنكه از چنان عبادتی برخوردار بود و با آنكه «رحمه للعالمین» بود از حق‌ناشناسان و ستمكاران نمی‌گذشت و به انزوا روی نمی‌آورد بلكه عبادت را به میدان نبرد منتقل می‌ساخت. این آموزه‌ای قرآنی است كه ستمكاران را به مبارزه می‌خواند در عین آنكه گوهر دین را عبادت خاشعانه و خاضعانه حضرت پروردگار می‌داند.

این چه عبادت و تقوایی است كه درباره شهادت فرزند پیامبر صلی‌الله علیه و آله به یك تاسف قناعت می‌كند و تازه از آن هم پشیمان می‌شود كه چرا به جای آن ذكر خدا را نگفته است؟ غافل از اینكه حضور در میدان حق و باطل و قرار گرفتن در صف حق خود بزرگ‌ترین ذكر الهی است. آیا عبادت و تقوی تن‌دادن به ستمگران و سكوت‌كردن در برابر آنهاست؟ واقعیت این است كه این روش نه با سیره پیامیر صلی‌الله علیه و آله و سلم سازگاری دارد و نه با آیات الهی. مگر نه این است كه خدای سبحان فرمود «تبت یدا ابی‌لهب و تب» مگر این بیزاری‌جستن از ستمكار نیست؟! لذا به تعبیر شهید مطهری اگر عبادت چنین شكلی بخود بگیرد از بی‌بصیرتی است.

در مقابل چنین نگرش به عبادات، نگرش دیگری وجود دارد كه درست برعكس این است. وقتی ادیان را از نظر پرداختن به مسائل دینی،اجتماعی، سیاسی و‌... بررسی می‌كنند دین یهود را دین پرشریعت، مسیحیت را دین اخلاقی و دین اسلام را دین اجتماعی می‌دانند. از آنجا كه در اسلام مسائل اجتماعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته عده‌ای گمان كرده‌اند اسلام تنها به مسائل اجتماعی می‌پردازد و بقیه مسائل جزئی و فرعی می‌باشند. « این عده می‌گویند این حرف كه الصلوه عمود الدین (نماز پایه دین است) با تعلیمات اسلامی جور درنمی‌آید، اسلام دینی است كه بیش از هر چیزی به مسائل اجتماعی اهمیت می‌دهد، اسلام دین ان الله یامر بالعدل و الاحسان (نحل،90) و لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (حدید،25) و كنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر (آل‌عمران،110) است، اسلام دین عمل و كار است.»18لذا باید گفت كه عمود دین همین مسائل است نه نماز و عبادت؟! عبادت كار كسانی است كه بیكارند اما كسانی كه كار مهم‌تری دارند دیگر لزومی ندارد عبادت كنند؟!

اشكالی اساسی كه در این دیدگاه وجود دارد این است كه اولاً‌ نتوانسته‌اند جوانب فردی و جمعی دین و عبادات را هماهنگ و در یك جا جمع كنند. ثانیاً گمان برده‌اند كه دین تنها برای ساختن دنیا آمده است و هیچ كاری به آخرت و افراد جامعه ندارد در حالی كه این اندیشه با روح اسلام و متون اسلامی سازگاری ندارد. خداوند سبحان آیات متعددی از قرآن به اهمیت عبادت و نماز پرداخته و اساساً فلسفه آفرینش را عبادت می‌داند. اما از آن‌طرف از مسائل اجتماعی هم غافل نیست. مگر نه این است كه جامعه از افراد تشكیل می‌شود. مگر می‌توان جامعه‌ای سالم داشت در حالی كه افراد آن شرور و اهل فسادند؟ لذا باید عبادات را با اجتماعیات جمع كرد.

در مقابل این نگرش چنانكه قبلاً به طور اجمال متذكر شدیم یك‌عده اینچنین می‌اندیشند «و عده‌ای نیز از اسلام تنها عبادات را یاد گرفته‌اند و اسلام را در مفاتیح‌الجنان و زادالمعاد خلاصه كرده‌اند.»19 و اسلام را منحصر به یك جنبه می‌كنند در حالی كه دین «مجموعه» است و هر یك از اجزای آن متوجه اموری از زندگی دنیوی و اخروی است. ولی در عین حال یك جزء می‌تواند از جوانب مختلف مد نظر قرار گیرد. مانند نماز كه از یكسو جنبه فردی دارد اما در عین حال زمان واحد و به سوی مكان واحد خواندن خود پیامی و جنبه‌ای دیگر دارد. باید دانست كه فربه‌تر كردن یك جنبه و غفلت‌‌كردن از بقیه ابعاد، لاغر‌كردن دین است.

« اینگونه اندیشیدن همان مصداق «نؤمن ببعض و نكفر ببعض (نساء،150) شدن» است و معنای دیگری ندارد.»20 و خداوند سبحان ما را از چنین نگرشی بازداشته است و ما را مكلف ساخته كه به تمام ابعاد دین توجه كنیم.

اگر نظر قرآن را بخواهیم به دست آوریم متوجه می‌شویم كه این كتاب الهی در خلوت و جلوت به پیامبر و مومنین تعلیم می‌دهد كه این جوانب را از همدیگر جدا نكنید و همیشه به دنبال «اقیموالصلوه» ، «اتوالزكوه» آورده است و چنین همراهی در قرآن یك اصل مسلم است و مومن به مرحله كامل ایمان نمی‌رسد مگر اینكه یك دست در جماعت داشته باشد ودست دیگرش در فردیت خویش، یك دست در دستان خداوند و دستی دیگر بر سر مردم به نشانه لطف و محبت باشد، با یك پا در آسمان عبادت گام زند و با پای دیگر به خانه نیازمندان برود و این دو را هرگز از هم جدا نكند. ناگفته پیداست كه اتوالزكوه (و یا تعابیر دیگری كه این معنا را می‌رسانند) اگر اولین مصداقش زكات شرعی است اما به یك قرائت می‌توان گفت كه سمبل تمام كارهای اجتماعی است و اقیموالصلوه نیز همین حالت را دارد به این معنا كه مصداق اصلی‌اش نمازهای واجب می‌باشد. اقیمواالصلوه رابطه انسان با خدا و اتوالزكوه رابطه انسان با بندگان خدا را می‌رساند.

مسئله دیگری كه در عبادات اسلامی باید مدنظر قرار گیرد این است كه عبادات هر اندازه كه ما در پیشگاه خداوند خاضع، خائف و فروتن می‌كند به همان اندازه باید ما را در برابر گردنكشان تاریخ و ستمگران هر عصر و مصری، ستبر، استوار، مقاوم و مبارز سازد. علاوه بر این عبادات از نظر استاد مطهری نباید كرامت انسان و عزت نفس ما را از بین ببرد و یا حتی كمرنگ سازد. استاد شهید به استناد به آیه «محمد رسول‌الله و الذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم (فتح،29) ایمان، تقوی، عبادت و زهد را در صورتی صحیح می‌داند كه نه عزت و كرامت و نه ستم‌ستیزی را از مومنین باز نستاند. در عین حال به بندگی آدمیان تاكید می‌ورزند تا به مسلمانان بگویند كه نباید درآمدن از چاه ذلت ما را در چاه نخوت و خودپسندی بیندازد بلكه باید در پیشگاه خدا بنده، در برابر مومنان خاضع و فروتن و در قبال ستمكاران چون كوهی استوار بود كه حضرت باری فرمود: و اغلظ علیهم... (سوره توبه)؛ بر آنان (منافقان) سختگیر باش! مومنان نیز باید اخلاق قرآنی داشته باشند و شدت بر كفار و رحمت بر مومنان را از یاد نبرند.

استاد شهید در این زمینه می‌نویسد: «گردن را كج كردن (عزت و كرامت نفس را از دست دادن)، از گوشه لب آب ریختن (توجه نكردن به نظافت و شخصیت انسانی)، یقه‌باز بودن، یقه‌چرك بودن و كارهایی از این قبیل كه عزت آدمی را از بین می‌برد «اعمال خلاف اسلام» هستند.»21 البته استاد شهید با توجه به وسعت و اندیشه‌ای كه دارند از جانب مخالف نیز غافل نیستند و عبوس بودن و نجوشیدن با مسلمانان را نیز نمی‌پذیرند و به كسانی كه حال سلام كردن به دیگران را ندارند و یا شاید خود را از آن بالاتر می‌بینند كه با دیگر مومنین احوالپرسی كنند می‌گویند كه تصور نكنند مسلمان واقعی هستند بلكه اینان نیز همچون كسانی كه به عبادات بی‌توجه‌اند اسلام را خوب درك نكرده‌اند.

عبادت و دخالت در اجتماع و مبارزه را باید از علی علیه‌السلام آموخت: شهید مطهری برای آنكه مخاطبین و خوانندگان خود را با نمونه واقعی آشنا سازد این حكایت را نقل می‌كند، بعد از اینكه حضرت علی علیه‌السلام به شهادت رسید مردی به نام مزار با معاویه روبرو می‌شود. معاویه با شناخت به اینكه او از اصحاب علی علیه‌السلام است از او می‌خواهد یكی از مشاهدی كه از علی علیه‌السلام دیده برای معاویه بازگو كند و او در جواب می‌گوید: «یك شبی علی را در محراب عبادتش دیدم: یتململ تململ السلیم و یبكی بكاء الحزین؛ یعنی علی علیه‌السلام مثل آدمی كه مار او را زده باشد در محراب عبادت از خوف خدا به خود می‌پیچد و مثل آدم غرق در حزن و اندوه می‌گریست و اشك می‌ریخت و هی می‌گفت: آه، آه از آتش جهنم!»23 این یك بعد از ابعاد گونه‌گون علی علیه‌السلام است و آن سوی سكه را بنگرید: «علی در حالی كه خلیفه بود روزها شلاقش را روی دوشش می‌انداخت و شخصاً در میان مردم گردش می‌كرد و به كارهای آنها رسیدگی می‌كرد. به تجار كه می‌رسید فریاد می‌زد: «الفقه ثم المتجر؛ اول فقه یاد بگیرید بعد تجارت كنید.»24 آدمی در نگاه اول كه علی را شلاق به دست می‌بیند گمان نمی‌كند او از احساس و عاطفه برخوردار باشد اما وقتی او را در حال عبادت می‌بینی گمان نمی‌بری كه او اهل شمشیر و مبارزه باشد. تاریخ نشان می‌دهد كه علی همانقدر كه از عاطفه و احساس عشق الهی برخوردار بود از عدالت و سختگیری در مقابل خاطیان و دشمنان نیز بهره‌مند بوده است.

تذكر یك نكته بجاست و آن اینكه شاید كسی اشكال كند كه ما نمی‌توانیم مثل علی علیه‌السلام بشویم. باید در جواب گفت كه امیرالمومنین نیز به این حقیقت واقف بوده‌اند ولی یك مساله را نباید فراموش كرد و آن اینكه هركس به هر اندازه می‌تواند باید از او پیروی كند.

آب دریا را اگر نتوان كشید
هم به قدر تشنگی باید چشید

مضافاً بر اینكه انجام عبادات دینی با رسیدگی‌كردن به مردم نیازمند مبارزه علیه ستمگران و ... منافات ندارد و هر كس به قدر وسع خودش می‌تواند به این دو بخش مهم دینی توجه داشته باشد.

معنای سبك‌شمردن حدیث معروفی از امام صادق علیه‌السلام است كه فرمودند: «ان شفاعتنا لا تنال و مستخفاً بالصلوه. هرگز شفاعت ما بر مردمی كه نماز را سبك بشمارند نخواهد رسید. سبك‌شمردن نماز چیست؟ استاد شهید بر این اعتقاد است كه سبك‌شمردن منحصر به نماز هم نیست بلكه در بقیه اعمال نیز یك نحوه‌ای از سبك‌شمردن وجود دارد. به برخی از آنها از دیدگاه شهید مطهری اشاره می‌كنیم:

نماز: سبك‌شمردن نماز، نماز‌ نخواندن نیست بلكه بدین معناست كه آدمی نماز را آنچنان كه باید، نگذارد، حتی قناعت نكردن برای انجام واجبات و اعراض از مستحبات مصداقی از سبك شمردن نماز است. اول وقت نخواندن نماز، به كمترین اذكار قناعت‌كردن، با عجله نماز‌خواندن، رعایت‌نكردن مقدمات، مقارنات و واجبات نماز و اذكار و تعقیبات بعد از نماز را نگفتن از مصادیق سبك شمردن نماز است. حق نماز وقتی ادا می‌شود كه نمازگزار با خیال راحت و در وقت و فرصت مناسب و حتی المقدور اول وقت این فریضه الهی را با رعایت واجبات و در حد توان مستحبات انجام دهد بطوری كه هیچ عجله‌ای برای زودتر تمام شدن آن نداشته باشد. البته استاد شهید چنین نمازی را برای متوسطین جامعه پیشنهاد می‌كنند و الا برای اهل دل نماز پیامبر بزرگوار اسلام صلی‌الله علیه و آله و علی علیه‌السلام الگوی مناسبی است.

روزه: اگر كسی صبح تا شب بیدار بماند تا تمام روز یا بیشتر ساعات آن را درخواب باشد تا از تشنگی و گرسنگی رنج نبرد از مصادیق بارز سبك شمردن روزه می‌دانند واقعیت این است كه با اینگونه كارها فلسفه اصلی روزه عملی نمی‌شود اگر چه ممكن است چنین روزه‌ای به لحاظ فقهی هیچ اشكالی نداشته باشد و خداوند هم آن را قبول كند اما چنین شخصی به هدف اصلی روزه كه تحصیل تقوی نائل نخواهد شد.

حج: اگر شخصی به استطاعت مالی رسید ولی تشرف به خانه خدا را به تاخیر انداخت، همچنین خمس و زكات و سایر اعمال نیز چنین هستند.

رابطه عبادات و سایر امور زندگی

گفتیم شهید مطهری نظریه «اجتماع جوانب فردی و جمعی» اعمال دینی را ارائه می‌كند و با این ترتیب از یك سو جلوی افراط و تفریط را می‌گیرند و از سویی محتوای اصلی و ایمانی اعمال دینی را حفظ می‌كنند. در این رابطه ضمن تاكید بر جنبه عبادی اعمال از ربط دادن آنها به امور دیگران زندگی نیز غافل نیستند و مقدسین از اعمال دین تنها جنبه عبادی را مدنظر نداشته بلكه باید به نسبت آنها با امور دیگر نیز توجه كافی داشت. «مثلاً نماز جنبه اخروی خالصش این است كه انسان به یاد خدا باشد، خوف خدا را داشته باشد. برای حضور قلب و توجه به خدا كه این همه آداب از قبیل وضو گرفتن، شستشو كردن و... ضرورتی ندارد. شستشو برای نزد خدا رفتن چه تاثیری دارد؟ از نظر خدا هیچ تاثیری ندارد اما از سوی دیگر بر مومنین نظافت را تكلیف می‌كند.»25 در محل غصبی نماز نخواندن هم تاثیری در حضور در پیشگاه حق ندارد اما خداوند می‌خواهد به مومنین رعایت حقوق دیگران را تعلیم دهد یعنی می‌خواهد بگوید كه از نظر اسلام پرستشی كه در آن حقوق دیگران رعایت نمی‌شود مورد پذیرش نیست و یا مثلاً رو به قبله ایستادن رابطه عبادت با مساله اجتماعی وحدت را در اذهان تداعی می‌كند و الا خدا كه جایگاه خاصی ندارد «فاینما تولو فثم وجه‌الله» (بقره،115) به هر سو رو كنید خدا همان جاست.

فلسفه نماز

وقتی «الله اكبر» نماز گفته می‌شود اگر با تامل و از صمیم قلب چنین ذكری گفته شود به آدمی یك آزادی معنوی می‌بخشد كه دیگر برده و بنده هیچ كسی نخواهد بود و حكومتی جز حكومت الله را نخواهد پذیرفت چه لازمه بندگی خدا آزادی از غیرخداست:

نشوی بنده تا نگردی حر
نتوان كرد ظرف پر را پر

«اذكار دیگر نماز هر كدام رمزی دارد، شخصی از علی علیه‌السلام پرسید چرا ما دوبار سجده می‌كنیم؟ امیرالمومنین این آیه را خواند: منها خلقناكم و فیها نعیدكم و منها نخرجكم تاره اخری (طه،55) اول كه سر بر سجده می‌گذاری و بر می‌داری یعنی همه ما از خاك آفریده شده‌ایم دو مرتبه سرت را به خاك بگذار یادت بیاید كه می‌میری و به خاك باز می‌گردی و سایر اذكار و اعمال دینی نیز رمزی دارند.»26 البته این اعمال از آن جهت كه شرعی هستند و دستور خداوند است بر ما آدمیان واجب شده است چه فلسفه واقعی و اصلی آنها را بدانیم و یا ندانیم بهرحال ما مكلف به انجام این اعمال هستیم و جستجوی فلسفه اعمال دینی هم حرام نیست منتها باید از برخورد انحصاری و جزم گرایی دوری جست و هیچوقت ادعا نكرد كه تنها فلسفه فلان این است كه به دست آمده بلكه باید احتمالات دیگر را نیز جایز شمرد، چه فلسفه اصلی اعمال دینی را خداوند می‌داند و بس.

پی‌نوشت‌ها:

1- شهید مطهری، بیست گفتار، ص 229
2- شهید مطهری، گفتارهای معنوی، ص 68
3- شهید مطهری، بیست گفتار، ص 234
4- پیشین، 226
5- همان، ص 229
6- مثنوی معنوی، به تصحیح نیكلسون، دفتر سوم ادبیات، 3208 و 3210 الی 32012 بیت دوم در متن استاد شهید در مثنوی نیكلسون موجود نبود.
7- مثنوی مولوی ، دفتردوم ، بیت 1756
8- شهید مطهری، بیست گفتار، صص230-231
9- همان، ص 232
10- پیشین، ص 231
11- همان، ص 232
12- همان، ص 232
13- همان، ص 232
14- نهج البلاغه، نامه 47، ترجمه استاد دكتر شهیدی، ص 321
15- گفتارهای معنوی، ص 56
16- همان، به نقل از نهج البلاغه، حكمت 131، ص 1152
17- گفتارهای معنوی، ص 59
18- گفتارهای معنوی، ص60
19 و 20- گفتارهای معنوی، ص 60
21- همان، ص66
22- گفتارهای معنوی، ص 63
23- همان، ص 64
24- ر.ك: نهج البلاغه فیض‌الاسلام، نامه 45
25- گفتارهای معنوی، ص 88
26- همان، ص 97 و 98





نوع مطلب :
برچسب ها :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : عرفان عرفانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :